ناگفته های از ذاکر ،زندگی نامه ذاکر ، دانلود مداحی از ذاکر و علیمی و ماجرای توبه رسول ترک و...

آن مرد ، عاشقي بود که بر حسب ظاهر تمرين عشق نکرده بود . او عارفي بود که سير و سلوک نکرده بود . او واصلي بود که رياضت نکشيده بود . شايد براي بعضيها باور کردني نباشد اما او توبه کننده اي بود که به يکباره عاشقي دلسوخته شده بود . او به يکباره عبدي متقي و پرهيزکار و انساني مهذب و نمونه و مثال زدني شده بود . او به يکباره از همه نفسانيات و لذتهاي پوچ و بي ثمره دنيا دل بريده و خداپرستي واقعي شده بود و به راستي که او يک شبه ره صد ساله پيموه بود . و تو اي خواننده عزير همه اين ادعاها را قبول و باور خواهي کرد زيرا که او آزاد شده امام حسين عليه السلام بود . او نظر شده جگر گوشه زهراي مرضيه عليه السلام بود . ا.و به کشش و جذبه ولايت به جانش افتاده بود .
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت از سمک تا به سهايش کشش ليلا برد
من به سر چشمه خورشيد نه خود بردم راه ذره اي بودم و مهر تو مرا بالا برد
من خس بي سرو و پايم که به سيل افتادم او که مي رفت مرا هم به دل دريا برد
جام صهبا زکجا بود مگر دست که بود که درين بزم بگردۈد و دل شيدا برد
خم ابروي تو بود و کف مينوي تو بود که به يک جلوه زمن نام و نشان يکجا برد
خودت آموختيم مهر مهر و خدت سوحختيم تا بر افروخته رويي که قرار از ما برد
او يکي از نجات يافتگان و يکي از سرنشينان ويپه کشتي نجات شده بود . و در واقع بايد گفت که قهرمان اين نوشتار يکي از جلوه هاي هنرنمائيهاي امام حسين عليه السلام بود که به يکباره از منجلاب يکي از طوفاني ترين عرصه هاي دنيا پرستي و غفلت و شرارات نجات يافته بود و بر کشتي نجات حسين عليه السلام سوار شده بود که:
 ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاۀ

 

نگاهي کوتاه به زندگينامه و شخصيت رسول


نگاهي کوتاه به زندگينامه و شخصيت حاج رسول دادخواه خياباني (معروف به رسول ترک )

در روز پنجم اسفند سال 1284 هجري شمسي در محله خيابان که يکي از محله هاي قديمي شهر تبريز مي باشد کودکي چشم به جهان گشود که نامش را رسول گذاشتند و بعدها نام اين محله (خيابان ) و اسم شهري که آن کودک در آن متولد شده بود به عنوان قسمتي از اسم و فاميلي آن مولود بر روي سنگ قبرش حک گرديد يعني با نام حاج رسول دادخواه خياباني تبريزي .
نام پدرش مشهدي جعفر بود و نام مادرش نيز آسيه خانم نام داشت . آسيه خانم زني بسيار مظلوم و آرام بود و آنطوري که دخترش (ربابه خانم ) تعريف مي کرد او يکي از زنهاي پاکدامني بوده است که در جلسه هاي روضه امام حسين عليه السلام بسيار گريان مي شد و اشک مي ريخت . بنابراين رسول ترک در دامان مادري که با عشق و با گريه بر امام حسين عليه السلام به فرزندانش شير مي داد بزرگ شد اما بازيهاي روزگار کمک کمک رسول را در سنين جواني به راههاي خلاف کشانيد به خصوص بعد از سنين بيست و چهار پنج سالگي که او مجبور شد شهر و ديارش تبريز را رها کند و به تهران بيايد .

نمي دانم آيا لازم است تا به سرگذشت و قصه هايي از دوره قبل از توبه رسول نيز پرداخته شود يا نه ؟ اما هر چه فکر مي کنم به نظرم مي رسد که بهتر است به طور کلي کاري به گذشته و دوره قبل از توبه رسول ترک نداشته باشيم زيرا مگر نه اين است که خداوند در بخشي از سوره فرقان بعد از آنکه گناهکاران را به عذابي جاودان تهديد مي کند در آيه 69 مي فرمايد : إلا من تاب و امن و عمل عملا صالحا فاولئک يبدل الله سيئاتهم حسنات و کان الله غفورا رحيما . مگر کسي که توبه کند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد که خداوند گناهان اين گروه را به حسنات تبديل مي کند و خداوند آمرزنده و مهربان است .
و مگر هشتمين جانشين و خليفه پيامبر (ص) امام علي بن موسي الرضا (ع) به ريان بن شبيب نفرمود که گريه بر امام حسين (ع) تمام گناهان را محو و نابود مي سازد ؟

از ريان بن شبيب روايت شده است که گفت : در يک روز که اولين روز از ماه محرم بود به خدمت امام رضا (ع) مشرف شدم . پس در آن روز امام رضا (ع) از من پرسيد : اي پسر شبيب ، آيا شما امروز روزه هستي ؟ من عرض کردم : نه
پس آن حضرت فرمود : به درستي که امروز همان روزي است که زکرياي پيغمبر به سوي خداي عز و جل دعا کرد و درخواست نمود که : پروردگارا از روي لطفت خودت به من يک ذريه و فرزندي پاک و طاهر عطار بفرما که فقط تو شنونده و برآورنده دعاها و حاجات هستي. پس خداوند دعاي زکريا را اجابت کرد و به فرشتگانش امر کرد تا آنها به حضرت زکريا در همان حالتي که در محراب به نماز ايستاده بود ندا دادند که :اي زکريا خداي متعال تو را به ولادت يحيي مژده و بشارت مي دهد.
پس هر کسي که در اولين روز از ماه محرم روزه بگيرد و سپس از خداي متعال چيزي بخواهد همانا خداوند دعاي او را مستجاب خواهد کرد همانطوريکه دعاي حضرت زکريا (ع) را مستجاب کرد . سپس امام رضا عليه السلام فرمود : اي پسر شبيب ، به درستي که محرم همان ماهي است که حتي کساني که در گذشته و در قبل از اسلام زندگي مي کردند نيز به خاطر احترامي که به اين ماه مي گذاشتند ظلم و قتل و کشتار را در اين ماه به کلي ممنوع و حرام مي دانستند . اما اين قوم و امت نه بنابر روش و سيره اجدادشان به احترام و حرمت اين ماه توجه و اعتنايي کردند و نه به شأن و حرمت پيغمبرشان توجه و اعتنايي کردند و بدون هيچگونه ملاحظه و ترديدي فرزند و ذرية پيغمبرشان را دراين ماه کشتند و اهل حرمش را به اسارت گرفتند و مال و امولش را به غارت بردند که خداوند هيچگاه از گناهاههاي آنها نگذرد و آنها را تا ابد نيامرزد . اي پسر شبيب ، هر گاه در حالتي بودي که به علت امر و موضوعي گريه ات گرفته است پس اين اشکهاي خودت را فقط براي حسين بن علي بن ابيطا لب عليه السلام بريز . براي آن عزيزي که او را به درستي که همانند گوسفند سر بريدند و همراه با او هيجده مرد از اهل بيتش را نيز به قتل رساندند . آن کشته شدگان و مرداني که بر روي همه زمين شبيه و مانندي نداشتند . اين اشکها را براي آن عزيز بريز که بخاطر کشته شدن و قتلش همه آسمانها و زمين به گريه در آمدند و چهار هزار فرشته و ملک براي نصرت و ياري کردن به او به سوي زمين شتافتند اما او را مقتل و جان باخته يافتند . پس آن فرشتگان پريشان و غبار آلود بر سر قبر و تربت حسين عليه السلام تا قيام و ظهور قائم آل محمد عليه السلام در همانجا خواهد ماند و از انصار و ياورانش خواهند شد و شعارشان نيز اين است که (يالثارات الحسين ) . اي پسر شبيب ، بدان که پدرم از پدرش و او از جدش روايت کرده است که زماني که جدم حسين عليه السلام کشته شد از آسمان خون و خاکي سرخ رنگ شروع به باريدن کرد . اي پسر شبيب ، هرگاه باري حسين عليه السلام به گريه افتادي بدان که به محض اينکه اشکهاي تو بر گونه هايت سرازيز شود همه گناهانت چه کوچک و چه بزرگ و چه کم و چه زياد همه را خداوند ببخشايد و بيامرزد . اي پسر شبيب ، اگر دوست داري و مي خواهي که همراه با پيغمبر خدا صلي الله عليه و اله در بناها و ساختمانهاي بهشتي ساکن شوي پس بر قاتلهاي حسين لعنت بفرست .

اي پسر شبيب ، اگر دوست داري و مي خواهي که ثوابي را که شهيدان و کشته شده هاي با حسين عليه السلام برده اند تو نيز داشته باشي پس هرگاه و هر زمان که به ياد حسين عليه السلام افتادي بگو : يا ليتني کنت معهم فافوز فوزا عظيما
اي کاش من هم با آنها بودم و به آن فوز عظيم رسيده بودم . اي پسر شبيب ، اگر دوست داري و مي خواهي که با ما اهل بيت عليه السلام در مقامات و درجه هاي بالاي جنان باشي و سيرکني پس به خاطر سرور و شاديهاي ما شاد و مسرور باش و همراه با اندوه و ناراحتيهاي ما محزون و ناراحت باش . و بر تو باد که در دوستي و ولايت ما ثابت قدم و راسخ باشي و و برتو باد که در دوستي و ولايت ما ثابت قدم و راسخ باشي زيرا که اگر سنگي را نيز دوست داشته باشد همانا خداوند او را در روز قيامت با همان سنگ محشور خواهد کرد (بحار النوار جلد 44 صفحه 285 و 286 ) .
پس بنابراين ما فقط رسول ترکي را مي شناسيم که پاک و طاهر شده بود و از عاشقهاي امام حسين عليه السلام بود و فقط به همين اندازه اشاره مي شود که رسول ترک بعد از آنکه در سالهايي از عمرش اهل نافرماني و غفلت از خداي خويش بوده است عاقبت همانطوري که در صفحه هاي قبل خوانديد در يکي از ماههاي محرم آن واقعه و مرحمت و دعوت ولايتي و معنوي برايش پيش مي آيد و او را به شدت دگرگون مي سازد . اما بايد توجه داشت که اين عنايت و لطفي را که آقا اباعبدالله الحسين عليه السلام به رسول ترک مبذول و مرحمت داشته است بي حساب و کتاب و بي دليل و بهانه نبوده است .

جناب آقاي حاج مير حسن قدس حسيني يکي از پيرمردهاي با سابقه هيئت مسجد شيخ عبدالحسين معروف به مسجد آذربايجانيهاي بازار تهران در حاليکه اسم و ياد رسول ترک او را به شدت منقلب کرده بود و قطره هاي اشک به دور چشمهايش حلقه زده بود و بعد از آنکه تند تند چند بار تکرار مي کرد (السلام عليک يا ابا عبدالله السلام عليک يا ابا عبدالله ... ) توضيح مي داد و مي گفت : ( اين رسول در همان دوره و سالهايي که هنوز توبه نکرده بود و از معصيت و گناه اجتناب و پرهيز نداشت در آن سالها نيز با خلوص نيت و فقط براي خاطر امام حسين عليه السلام در جلسات شرکت مي کرد تا اينکه اين نيت پاک و صدق و صفاي او سبب شد که او توبه نصوح و واقعي بکند و عاقبت به خير شود ) .حاج مير حسن قدس در ادامه صحبتهايش در حاليکه همچنان به شدت گريه مي کرد مي گفت : ( من در طول عمرم هم حاج رسول را ديده ام و هم بر عکسش فردي را نيز ديده ام که با آنکه از کودکي در هيئتها بود ولي متاسفانه چون اخلاص و نيتي پاک نداشت خداوند او را به وضعيتي دچار کرد و خداوند به هيچکس نصيب نکند ) پس اگر ما بخواهيم بيش از اين هيچ نظري به گذشته و به دوره قبل از توبه رسول ترک نداشته باشيم بايد در واقع روز تولد او را نيز از همان روزي به حساب بياوريم که آقا امام حسين عليه السلام به بهانه آن خواب و روياي ناظم و مسئول هيئت آتشي به جان رسول ترک مي اندازد و او را به جرگه عاشقهايش وارد مي سازد .




ادامه نگاهي کوتاه به زندگينامه و شخصيت رسول

مژده بده مژده بده يار پسنديده مرا سايه او گشتم و او برد به خورشيد مرا
جان دل و ديده منم گريه خنديده منم يار پسنديده منم يار پسنديده مرا

رسول ترک بعد از توبه و بازگشت به صراط مستقيم يکي از گريه کنندگان و دلسوخته هاي مي شود که بسياري از پيرمردهاي هيئتهاي قديمي تهران چه از فارسها و چه از ترکها با قاطعيت مي گويند که (بعد از او هنوز نظيرش نيامده بود )

يکي از شديدترين و چشمگير ترين جلوه هاي گريه هاي رسول ترک در روزهاي دهه محرم به خصوص در روزهاي تاسوعا و عاشورا بوده است . در روزهاي تاسوعا و عاشورا در ميان دسته هاي هيئتهاي آذربايجانيهاي که گاه به طول دو سه کيلومتر مي رسيد ، رسول ترک با ناله ها و ضجه هاي جانسوزش در انتهاي آن دسته ها حرکت مي کرد و غواغايي برپا مي کرد .

مي گويند : بسياري از مردم گاه فقط به انتظار مي ايستادند تا گريه ها و ناله هاي رسول را تماشا کنند . همه آنهاييکه رسول را در آن روزهاي تاسوعا و عاشورا ديده اند مي گويند : زماني که رسول ترک ، گريان و نالان از جلوي جمعيت عبور مي کرد صداي ناله و گريه مرد و زن و پير و جوان نيز به هوا برمي خاست . مي گويند يکبار زماني که رسول ترک در حال خواندن نوحه اي ترکي بوده است عده اي از زنها و مردهاي فارسي زبان که در گوشه اي از بازار به تماشاي او ايستاده بوده اند به قدري منقلب و محزون مي شوند که صداي گريه و ناله هاي آنها نيز در فضاي بازار مي پيچد . در اين هنگام رسول ترک روي به آنها مي کند و از آنها مي پرسد : مگر شماها متوجه معناي حرفهاي من مي شويد ؟

بعضي از آنها جواب داده بوده اند : ما ترکي نمي فهميم ولي از حالتهاي تو به خوبي متوجه مي شويم که الان از چه داري مي خواني و ما از حالتهاي تو عمق مصيبت را احساس مي کنيم .

آقاي حاج ناصر کدخدايي يکي از فرش فروشهاي قديمي بازار تهران مي گفت ( من ترک هستم و نه با حاج رسول رفاقتي داشته ام بنابراين نمي توانم نسبت به او تعصبي داشته باشم . اما واقعا مي گويم که در آن زمان در روزهاي تاسوعا و عاشورا بسياري از افراد فقط براي تماشاي دسته رسول ترک به بازار مي آمدند . او هر زمزمه و حرفي را که مي زد چون از درون دلش بود همه را به گريه مي انداخت . او يک حالتهايي داشت که به خوبي معلوم بود اگر صداي ياري امام حسين عليه السلام را مي شنويد فوري براي ياري به پا مي خاست )

آقاي حاج سيد اسماعيل زري باف او که نيز فارسي زبان و يکي از سرشناسهاي بازار تهران مي باشد مي گفت : ( حاج رسول يک آدمي بود که گاهي با يک حرفهاي عادي مردم را به شدت به گريه مي انداخت و بسياري از مردم در روزهاي محرم گاهي تا ساعت سه ، چهار بعداز ظهر در بازار به انتظار مي ايستادند و صبر مي کردند تا دسته رسول ترک از راه برسد و عزاداريهاي او را تماشا کنند ) . رسول ترک آنچنان در عشق و محبت و ارادت به مولايش آقا عبدالله الحسين عليه السلام ذوب شده بود که گاهي در جلسه هاي روضه به خصوص در روزهاي تاسوعا و عاشورا به اندازه اي منقلب و بي تاب مي شده که هچون مادرهاي جوان مرده همانند ديوانه هاي مي شده است . همين دليل او در ميان بسياري از دوستان و ارادتمندانش به خصوص در بين بسياري از آذربايجانيها به (حاج رسول ديوانه) نيز معروف مي باشد . مي گويند حاج رسول دادخواه خياباني تبريزي معروف به رسول ترک در بسياري از مواقعي که از خود بيخود مي شده و گاهي نيز قبل از اينکه شروع به خواندن نوحه يا روضه اي بنمايد با صدايي بسيار حزين و جانسوز و با همان لهجه زيباي ترکي اش اين يک بيت را مي خوانده است .

گويند خلايق که ديوانه قلم نيست من گشتم و ديوانه توکلت علي الله
آقاي سيد علي زعفرانچي مي گفت : ( من در رابطه با حاج رسول يک صحنه اي را هيچوقت فراموش نمي کنم . خوب يادم هست در يکي از روزهاي عاشورا که هنوز من بچه بودم مرحوم پدرم ، آقاي حاج سيد محمد زعفرانچي ، که از دوستان و رفقاي حاج رسول بود مرا با خودش به بازار و به ميان دسته هيئتهاي آذربايجاني برد . بعد از مدتي حاج رسول نيز از راه رسيد . او آن روز در يک حالت پريشان و اندوهگيني بود که براي من بسيار عجيب و وحشتناک بود . آن روز حاج رسول تا پدرم را ديد به سوي او آمد در اين هنگام من به قدري ترسيدم که فوري به سوي پدرم پناه بردم و محکم او را چسبيدم . مرحوم پدرم که از علت ترس و اضطراب من آگاه شده بود مرا نوازش کرد و گفت : نترس آقا سيد علي نترس اين آقا با تو کاري ندارد او ديوانه حسين است .
هر که از عشق تو ديوانه نشد عاقل نيست عاقل آن است که از عشق تو ديوانه شود

يعني اگر گاهي که او به طور مثال در روزهاي تاسوعا و عاشورا با مشت بر سرش مي زد هرکسي که اين حالت را مي ديد برايش جلف و زننده نبود . همه او را عاشق و ديوانه حسين عليه السلام مي ديدند . هر کس او را مي ديد منقلب مي شد . او عزاداريها هر کاري که مي کرد براي کوچک و بزرگ و زن و مرد و پير و جوان گريه آور بود حتي اگر کسي تا آنموقع براي امام حسين عليه السلام اشکي نريخته بود ، زماني که حاج رسول را در گريه و ناله مي ديد او هم به گريه مي افتاد . خدا رحمتش کند موقعي که با مشت بر سرش مي زد و اين شعر را مي خواند :
گويند خلايق که به ديوانه قلم نيست من گشتم و ديوانه توکلت علي الله

در اين لحظات مرد و زن جيغ مي کشيدند و گريه مي کردند . حاج حميد واحدي همانند بسياري از دوستان و رفقاي رسول ترک اشاره مي کرد و مي گفت : وقتي آدم در يک جلسه روضه اي شرکت مي کرد و مي گفت : وقتي آدم در يک جلسه روضه اي شرکت مي کند گاهي شايد ده دقيقه طول بکشد تا حالي براي گريه کردن پيدا بشود اما وقتي در مقابل ما اسم و نام حاج رسول ديوانه برده مي شود فوري ما را به ياد مظلوميت و عشق امام حسين عليه السلام مي اندازد و براي ما يک حالت حزن و سوگواري حاصل مي شود .
و به راستي که معلوم نيست رسول ترک چگونه مي ناليده است و چگونه با ضجه هاي جانسوزش مي سوخته است که همه آنهاييکه ضجه ها و حالتهاي عاشقانه او را ديده اند به محض ذکر نام و ياد رسول ترک بلافاصله به ياد آقا و مولاي رسول ترک حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام مي افتند .
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا کرد مرا تهي و پر کرد ز دوست
اجزاي وجودم همگي دوست گرفته نامي است زمن بر من باقي همه اوست

آقاي حاج سيد احمد حسيني تقويان يکي از بانيهاي اصلي و از اعضاي هيئت امناي مسجد حضرت امير عليه السلام واقع در خيابان کارگر شمالي . آقاي تقويان سالهاي زيادي با رسول ترک رفاقت ودوستي داشته است . ايشان مي گفت : حاج رسول يک حسيني واقعي بود ، خدا رحمتش کند . ا. به اندازه اي پاک و با تقوا شده بود که نمي توانستيم باور کنيم که او در جواني و سالهايي از عمرش آدمي غافل و جاهل بوده باشد . او در عين اينکه مردي خشن به نظر مي رسيده ولي آدمي بسيار پاک و وارسته بود . زماني که ماه مبارک رمضان از راه مي رسيد او به کلي مشغول عبادت مي شد عبادت مي شد و خيلي از کارهايش را تعطيل مي کرد و کمتر به بازار و به حجره و مغازه اش مي رفت .
آخرين نکته اي که در اين قسمت بايد به آن اشاره شود مربوط به روضه خوانيهاي رسول مي باشد . رسول ترک به هيچوجه به طور رسمي نوحه خوان و يا مداح نبوده است ، بلکه او گاهي در وسط جلسه هاي روضه ها زماني از اشعار و نوحه هاي خوب و پر محتوايي خوانده مي شده و يک لطايف و نکته هاي تکان دهنده و آتش افکني بر قلبش جاري مي شده برمي خاسته و آن نکات را با زبان و بياني بسيار موثر و منقلب کننده بيان مي کرده است که البته گاهي اين شح و تفسيرهاي رسول تا ساعتها به درازا مي کشيده است و همه نوحه خوانيها و مرثيه سراييهاي ديگر را تحت الشعاع قرار مي داده است

ادامه دارد....

 

 آنچه خواندید مقدمه از کتاب رسول ترک بود

 همان کسی که سید در کنار او در قبرسان نو آرمیده است

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 14:7  توسط دلدادگان اهل بیت (ع) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دل نوشته های برای:
سید جواد ذاکر و حمید علیمی
مدیر وبلاگ : دل داده اهل بیت (ع)
شاعر : م.فرجی (منصور طباء)
خاطرات : از منابع تحقیق شده
با همکاری جمعی از دوستان


پیوندهای روزانه
زندگینامه سید ذاکر
زندگينامه و شخصيت رسول ترک
پخش زنده حـــرم حضرت امام رضا
بخش مستقیم از حرم امام حسین (ع)
شهادت آب 2
شهادت آب
عید فطر مبارک
امام علی (ع) و دانشمند یهود
حرم حضرت امام علی(ع)
لیالی قدر در کربلا -1
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1387
آبان 1387
بهمن 1386
دی 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
پیوندها
مداح اهل بیت سید محمد جوادی
دیوانگان حسین کاشان
مشهورترین و غریب ترین مداح
ساجدین
ذاکرین 2
دلسوختگان
جنت الحسین
قمر بنی هاشم
عرفان نسل سومی
برای حسین عینی فرد
یا حیدر کـرار علی ادرکنی
وبلاگ شخصی محمد نیمایی
شیفتگان اباالفضل لاهیجان
عاشق بی نام و نشون
عشق حسين (ع)
مداح اهل بیت ایمان زینعلی
کف العباس
بهترین مداح
*عطش عشق*
هیئت حضرت رقیه زنجان
حضرت عشق
دل کاکتوس
حمید علیمی (مکتب الحسین ع)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM